تبليغاتX
به بــهانه ی بــودن - شانزده سالم شد...
گمان میکردم خیلی عجیب است شانزده ساله شدن...

واقعا...وقتی کوچکتر بودم...چقدر شانزده سال ها را بزرگ میدیدم!

تولدم مبارک...شانزده سال پیش، من به دنیا آمدم...

پی نوشت: آی، سیما خانوم، مگه قول ندادی تولد شانزده سالگیم  یه درخت بکاریم؟ حالا من باید بکارم و تو باید نگاهم کنی...از توی قاب عکس همیشگی...

+ در بعد از ظهر بارانی ذهنی خسته نوشته شد سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 به وقت 7:0 به قلم نیلوفـر |