اينجا همه چيز خوب است...
عادي...
آرام...
مثل هميشه...
مثل هميشه گذر هر لحظه و هر دقيقه و هر ساعت و هر روز و...
هر خنده و هر گريه...هر گر...يه...اي در آينه ي كلمات پيداست...
خدايا، چرا اشك هايم تمام نمي شود...؟
من كجايم كه نمي نويسم...؟
كلماتم كجاست؟
چرا غريبه شده ايم من و دفتر درد و دلهايم با تو و خودم و ...
خدايا...
عادي...
آرام...
مثل هميشه...
مثل هميشه گذر هر لحظه و هر دقيقه و هر ساعت و هر روز و...
هر خنده و هر گريه...هر گر...يه...اي در آينه ي كلمات پيداست...
خدايا، چرا اشك هايم تمام نمي شود...؟
من كجايم كه نمي نويسم...؟
كلماتم كجاست؟
چرا غريبه شده ايم من و دفتر درد و دلهايم با تو و خودم و ...
خدايا...
پ.ن: بهانه هايم كو...؟
+
در بعد از ظهر بارانی ذهنی خسته نوشته شد یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 به وقت 14:40 به قلم نیلوفـر