نه
بر می گردم
با چشمانم
که تنها یادگار کودکی منند
ایا مادرم مرا باز خواهد شناخت ؟
(حسین پناهی)
+
در بعد از ظهر بارانی ذهنی خسته نوشته شد دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 به وقت 20:19 به قلم نیلوفـر
|
دلقکی که دستانش بزرگند...
چشمانت غمگینند...
دستنانت سرد... حرف هایت بیروح، تکراری، بی "حرف"....
نفس هایت آرام، پی در پی...اجباری...
پ.ن: به چه چیز تو بخندم؟
